خرید عید
دیروز بعدازظهر با معصومه قرار گذاشتیم بریم بازار . برا همین طفلی عزیز علی (چون ما که سر کار بودیم رفته بودن حمام ) تو خونه تنها موندن و منو علی رفتیم خونه مادربزرگ( چون اونجا نزدیکه بازاره ) .
با معصومه فسقلی ها را خوابوندیم و زدیم بیرون . اول رفتیم بازار و چند نمونه ای پسند شد اما گفتیم هنوز که به ما زنگ نزدن بریم مدرس را هم ببینیم تا این که سر از خیابان توحید در آوردیم و با تماس گرفتن تشریف بیاورید فینگیلی ها بیدار شدن.
آیسان جون آخرین مغازه ای که رفتیم مثل لباس ماهان جون داشت منم برا علی گرفتم . معصومه هم برا علی گرفت .

اینم یه لباس توخونه ای ( قرار شد من سمت خیابان معلم برم و اونجا را ببینم و معصومه سمت خونه خودش و به هم خبر بدیم تا برا عید خرید کنیم)


جیگرتو بخورم عسل ، اندازه شما نداشت . فدات بشم این طوری نگاه میکنی
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی




خرید عید
